تبليغاتX
میبد گشت
 

میبد

ميبد در شمال‌غربى يزد ، کنار جادهٔ تهران - بندرعباس و راه‌‌آهن تهران - کرمان قرار دارد. مساحت اين منطقه در حدود ۸۴۵ کيلومترمربع و ارتفاع آن از سطح دريا نزديک به ۱۲۲۰ متر است. «ميبد» از واژه‌هاى فارسى ميانه است که در دورهٔ ‌ساسانى به اين شهر اطلاق مى‌شده و در متن‌هاى تاريخى و جغرافيايى قرون اوليهٔ اسلامى بارها از اين نام ياد شده است. براساس يک افسانه ، ميبد در روزگار «کيومرث» بنيانگذارى شد و نخستين ساکنان اين سرزمين يعنى اهالى  ‌ فيروزآباد ، مهرجرد ،بيده ، ميبد و بارجين در دهانهٔ رودخانه‌هاى قديمى ميبد يا به فاصله‌اى نزديک از مصب آن‌ها استقرار يافتند. به دليل آنکه ، ‌ امکان تأمين نيازهاى اوليه از جويبارهاى دائمى يا فصلى بستر اين رودخانه ميسر بود. ولى پس از تغييرات اقليمى و کاهش آب‌هاى سطحى منطقه ، اهالى آن به فنون‌ آب‌يابى و کاريزکنى دست يافتند. «ميبد» يکى از نمونه‌هاى نادر شهرهاى باستانى ايران به شمار مى‌رود ، هرچند که بافت سنتى آن گزندهاى فراوان ديده است ، امّا هنوز بسيارى از پديده‌ها و عناصر شهرى قديم ، مانند راه‌هاى باستانى ، بناها و تشکيلات وابسته به آن ، کهن‌‌دژ ، شارستان ، بيرونه‌ها و آثار گسترش شهرى و بازمانده بناهاى کهن را مى‌توان در آن تشخيص داد. کهن‌ترين سند هويت تاريخى و آغاز شهرسازى در سرزمين يزد ، «نارين قلعهٔ» ميبد است. اين کهن دژ همچون پيرى خسته و خاموش سرگذشت ساليان درازِ رنج و آسايش مردمان اين ديار را به ياد دارد. از اماکن تاريخى و ديدنى اين شهر مى‌توان از مسجد جامع ، عمارت نارين قلعه ، رباط شاه‌عباسى ، ‌ برج کبوترخان و آتشکده‌‌هايى چون آتشکدهٔ حسن‌آباد ، مزرعهٔ کلانتر ،و پيرمزرعهٔ حاجى نام برد.

+ نوشته شده توسط ج زارع در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 21:56 |
مسجد جامع میبد

 

مسجد جامع ميبد مجموعه اي از چند مسجد است كه گونه هاي فضايي متنوعي را با طرحهاي چندگانه عرضه مي نمايند . اين مسجد از نوع مساجد ايوان دار مرسوم در منطقه يزد است كه از صحن مركزي ( حياط ) رو باز با طرح تكرار طاقنما در بدنه ها، و فضاهايي چون گنبد خانه و ايوان وسيع و بلند و شبستان هاي كناري به عنوان بخش تابستانه در جهت قبله و شبستان هاي زمستانه ( يا گرمخانه ) در سه جهت ديگر تشكيل شده و ورودي اصلي آن با سر در نسبتاً بلندي از طرف كوچه شرقي ، با گذر از يك فضاي تقسيم ( هشتي ) به صحن باز مي شود.مسجد كوچك حاجي حسنعلي در نبش شمال شرقي مجموعه ، داراي صحن طاقنما دار و شبستاني در جهت شمال مي باشد كه به فضاي مخروبه پشت، متصل است . مسجد حسني ( امام حسن ع ) در شمال غربي مجموعه داراي گنبد خانه اي است، با دو رديف شبستان در جهت غرب و شرق و يك رديف در جهت شمال كه ورودي اين بخش، نيز از همين جبهه است. فضاي بدون ساخت وساز غربي نيز در گذشته محل مسجدي بوده كه اكنون وجود ندارد . به طوركلي ساختمان كهن مجموعه با خشت و گل بنا گرديده وچندان تنوع مصالح ندارد. پوسته داخلي ايوان ، پيشاني سرپايه هاي نماي صحن، در چهار طرف و پوسته بيروني گنبد، با طرحهاي ساده هندسي آجري كارشده است . حداقل آرايه ها در فضاي معماري اصيل مسجد به چشم مي خورد .

 

مسجد جامع ميبد، ديد رو به شرق

شرح تصوير: مسجد جامع ميبد، ديد رو به شرق

بر كتيبه كاشي معرق كه در بدنه داخلي محراب ، انتهاي گنبد خانه نصب است تاريخ 867 ه. ق و نام دوازده امام و بر كتيبه چوبي درب ورودي تاريخ 913 ه. ق و آيه اي از قران نگاشته شده است. مسجد جامع ميبد بنا به نوشته هاي تاريخي و مستندات معماري و باستان شناسي ، از جمله مساجد كهن تمدن اسلامي ايران محسوب مي شود . بنيان مسجد ، مربوط به حدود سده دوم هجري است كه شواهد و مدارك حكايت از طرح مسجدي شبستاني با صحن و فضاي سر پوشيده دارد . عمق شبستان در جهت قبله برابر با دو فرش انداز بوده و نبش پايه ها، نيم ستون هايي داشته كه قوس هاي باربر بر آنها استقرار داشته است. مسجد اين زمان در كنار مساجد كهن نخستين فهرج ، ساوه ، اصفهان ، دامغان و يزد قرار مي گيرد .

گنبد مسجد جامع ميبد در كنار گنبد كوچكتر مسجد حسني

شرح تصوير: گنبد مسجد جامع ميبد در كنار گنبد كوچكتر مسجد حسن

همزمان با تحولات معماري در گستره تمدن ايران و وارد شدن عناصر فضايي ايراني ، در طرح فضايي و نقشه مسجد جامع ميبد نيز، تغيير ايجاد شد . به اين صورت كه بنا از طرح شبستاني به مسجدي گنبدي و ايوان دار تبديل شده و به سوي غرب گسترش پيدا كرد و مناره اي قطور و بلند در انتهاي ضلع شمالي به مجموعة فضايي افزوده گرديد . ( در حدود سده ششم هجري) اما گسترش تاريخي بناي مسجد جامع پس از سدة هفتم اتفاق افتاده است . گنبد خانة خشتي و شبستان اطراف آن كه به نام امام حسن (ع) شهرت دارد ،در شمال غرب به مسجد افزوده و فضاي پشت مناره نيز جزء بخش سر پوشيده مسجد شد. مسجدي ايوان دار در سمت غربي مسجد قديم الحاق گرديد كه آخرين حد گسترش فضايي بوده كه تا چند سال پيش نيز آثار آن در زمين مسطح و خالي فعلي وجود داشت. جهت قبله در فضاهاي مربوط به دورة گسترش، نسبت به مسجد قديمي انحراف دارد . در حدود سدة نهم هجري تعميرات و تغييراتي در بخشهاي مختلف پس از آسيب هاي وارده به بنا صورت گرفته و محراب فعلي جايگزين محراب قديمي شد؛ تاريخ 867 نيز مربوط به همين زمان است . تغيير در طرح صحن مسجد و ساخت شبستان شمالي در جاي فضاهاي قديمي و بخشي از مناره ، بعدها در بنا بوجود آمد.

سنگ قبر دختر رشيدالدين ميبدي ،نصب در محراب گنبدخانه مسجد جامع

شرح تصوير: سنگ قبر دختر رشيدالدين ميبدي ،نصب در محراب گنبدخانه مسجد جامع

آخرين تغييرات و تحولات اساسي مسجد مربوط به دورة قاجار مي شود كه شامل ساخت مسجد حاجي حسنعلي در شمال شرقي مجموعه و شبستان زمستاني حاجي رجبعلي در بخش غربي صحن، با جهت قبله اي متفاوت از فعاليتهاي دو برادر خيّر ميبدي است كه جايگزين ساختارهاي قديمي گرديدند

منبع:http://maybod.org

+ نوشته شده توسط ج زارع در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 21:56 |

شهر ساسانی میبد

 

بر اساس شواهد موجود و يافته هاي بررسي ها ، بنياد اوليه شهر ميبد متعلق به ادوار كهن تاريخ ايران است . اما در زمان ساسانيان كه يكي از دوره هاي بنيانگذاري و گسترش شهرها در ايران به شمار مي رود ، محدوده كهن شهر ميبد نيز گسترش يافت ،گسترش شهر براساس طرح و نقشه سنجيده اي صورت گرفت كه در آن زمان براي پي ريزي يا توسعه شهرها به كار مي بردند و در همه جاي ايران كم و بيش همانند بود . نقشه منظم شهرهاي ساساني بيشتر بصورت شبكه مستطيل مانند با محورهاي اصلي متقاطع و فرم چليپايي بودند كه خندق و حصاري محكم آن را فرا مي گرفت . ابتدا و انتهاي محورهاي اصلي ( شاهراهها = شاهكوچه ها ) به چهار دروازه مي رسيد .
در اين دوره ، بر اساس يك باور ايراني بر آن بودند كه جهان چهار بخش دارد و شهرها را بايد طوري بسازند كه درهاي آن به چهارسوي جهان گشوده باشد . اين چهار سو را " چهاركوستيك " مي خوانند . طرح گسترش شهر ميبد در زمان ساسانيان داراي همين ويژگي هاست ، تقريبا تمامي شالوده ديوارهاي گرداگرد شهر و بخش قابل توجهي از خندقها و دروازه هاي چهارگانه آن هنوز باقي است و با گذشت قرنها و تغييرات گوناگون كه غالبا تدريجي و گهگاه سريع و توسط فرمانروايان صورت گرفته است ، شبكه اساسي شهر در محدوده "شارستان " هنوز آشكارا قابل شناسايي است .


موقعيت ميبد در نقشه فارس قرن چهارم هجري- (سفرنامه ابن حوقل) پايين نقشه نايين-ميبد - کثه (يزد)


در هنگام پي ريزي شهر ساساني ، كهن دژ "نارين قلعه " و دو پاره از آباديهاي قديمتر ( مركز ميبد و محله كوچك ) كه در پيرامون كهن دژ بوده اند ، در چهار ديواري شهر جاي گرفت . از نارين قلعه تا رباط ( ديوار جنوبي ) از رباط تا باغ شاهي ( ديوار غربي ) از انتهاي باغ شاهي تا دروازه كوچك ( ديوار شمالي ) و از آنجا باز تا نارين قلعه ديوار شرقي محدوده شهر ساساني ميبد بوده است . اين مجموعه خندقها و برج و باروهاي گرد شهر و كليه موسسات شهري كه درون آن قرار مي گرفته به شرحي كه خواهد آمد در قديم بنام " شارستان " يا شهرستان خوانده مي شد .
وسعت محوطه شارستان قديم ميبد حدود يك ميليون متر مربع مي باشد كه در مقايسه با ساير شهرهاي عصر ساساني قابل توجه است .
اما قلمرو آبادي و فعاليتهاي مردم ميبد محدود به ديوارهاي شهر نبوده است . از پشت ديوار شهر به شعاع چند فرسنگ آباديهاي چندي در ارتباط با اين مجموعه محصور ، زندگي اقتصادي - اجتماعي و فرهنگ منطقه ميبد را سامان مي داده اند .
در تاريخهاي محلي يزد ، شهر ساساني ميبد را به عهد چندتن از شاهان اين خاندان از جمله يزدگرد، قباد و انوشيروان نسبت داده اند و به نام سرداران يا فرزندان شاه مي خوانند . جعفري ، احمد كاتب و مستوفي بافقي درباره بناي مدينه ميبد روايات مشابهي آورده اند .
از جمله آنكه يكي از سرهنگان يزدگرد را باني شهر دانسته اند . احمد كاتب ، از ميان رواياتي كه درباره مدينه ميبد بوده است ، درست ترين گزارش را روايتي مي داند كه در آن بناي مدينه ميبد به عهد پادشاهي قباد نسبت يافته است .
اين گزارشها نام و بناي شهر را به يك شخصيت نظامي به نام " ميبد " نسبت داده اند . با توجه به اينكه در دستگاه شاهان ساساني سپاهي مقتدر و معروفي به نام " ميبد " شناخته شده نيست ، احتمالا اين " ميبد " كه در متون ، او را از سرهنگان يزدگرد معرفي كرده اند ، همان " مهبود " از سپهبدان نامدار عهد قباد و انوشيروان است . كما اينكه نام آباديهاي ديگري در فارس به صورتهاي " ميبد " و " ميبدي " و " مهبودي " و " مهبد " و " مهبدين " در گذر زمان دگرگوني يافته است .
دور نيست كه واژه " ميبد " عليرغم آنكه خود نامي با معني است ، در اينجا ناشي از دگرگوني نام " مهبود " سپاهبد عصر ساساني باشد و گسترش شهر ميبد در عهد ساساني به توسط همين سپاهد يا به گفته مورخان يزد " سرهنگ " ساساني صورت گرفته باشد .
مورخان يزد همچنين بنياد چند آبادي ديگر ميبد از جمله " فيروزآباد " و " مهرجرد " و " بيده " را به چند تن از شاهان و شاهزادگان و امراي ساساني نسبت داده اند .
نكته ديگري كه درباره ميبد در خور توجه است اينكه تاريخنگاران قديم ، قباد ساساني را باني آتشكده اي بزرگ در خاك ميبد دانسته اند . احمد كاتب در توضيح نذر و نيتي كه قباد براي برپايي يك آتشكده داشته است ، و گزارش اقدامات او در يزد ، چنين مي گويد :
" ... از مداين به فارس آمد و از فارس به اصفهان رفت و از اصفهان به يزد متوجه شد و گفت همان بهتر كه آن آتشخانه در اينجا بسازم . بفرمود تا بنايان را بياوردند و در ولايت ميبد قصبه اي كرد و آتشخانه معتبر بساخت و از هفت آتشخانه بزرگ بفرمود آتش بياوردند اول از آتشخانه فارس دوم از آتشخانه بلخ ، سيم از آتشخانه آذربايجان ، چهارم از آتشخانه نسا ، پنجم از آتشخانه اصفهان ، ششم از آتشخانه غزنين ، هفتم از آتشخانه طيسفون . اين هفت آتش از هفت آتشخانه مملكت بياوردند و در آتشخانه اين قصبه برافروختند و اين قصبه را " هفت آذر " نام كردند و مجوس اين قصبه را به مثابه محل بزرگ داشتند . "
در تاريخ شهرهاي ايران ، دوره ساساني را عصر رونق شاهراههاي بازرگاني ، گسترش شهرهاي وابسته به دستگاههاي اداري و نتيجتا تبديل شهرهاي " خودفرمان " به " شهرهاي شاهي " و نوسازي شهرهاي كهن و بنياد شهرهاي نو و جذب پيشه وران به شهرها و ... دانسته اند .
در اين دوره دگرگوني‏هايي در نظام سياسي ، لشكري و آئيني كشور صورت گرفت كه شهرها و آباديهاي زيادي از آن متاثر شدند . گزارش گسيل سپاهيان و گسترش شهر و برپايي آتشكده بزرگ در ميبد ، در واقع اقدامي در جهت تحكيم قدرت دولت مركزي در اين ناحيه به شمار مي رود ، و با رويدادهاي سياسي عهد ساسانيان سازگار است .


صرابخانه‌هاي دوره ساساني


علاوه بر شواهد معماري و شهرسازي كه به خودي خود ، روشنگر هويت يك دوره شهرسازي ساساني در ميبد مي باشد ، شواهد ديگري نيز مي شناسيم كه دلالت بر اهميت سياسي و پايگاه مدني ميبد در اين دوران دارد ، از آن جمله ، سكه هاي بازمانده از دوره " پوراندخت " ساساني است كه در ميبد ضرب شده است (نمونه‌ اي از اين سكه در دوران پوراندخت ضرب مي‌شده و اكنون در موزه سكه كرمان نگهداري مي‌شود. اين سكه ضرب سال 24 هجري است و شما مي‌توانيدتصوير آن را در شكل زير مشاهده كنيد)و احتمالا اين امر در ميبد - دست كم از لحاظ صنعتي - پيشينه اي داشته است .

 
سكه ضرب ميبد، دوران پوراندخت ساساني، سال24 هجري


نام " ميبد " نيز به نوبه خود مهر و نشاني از دوره ساساني دارد . تا آنجا كه مي دانيم نام ميبد كه از واژه هاي فارسي ميانه است ، در دوره ساساني به اين شهر اطلاق گرديده است . در متون تاريخي و جغرافيايي قرون اوليه اسلامي كرارا از اين نام ياد كرده اند ، اما با توجه به پيشينه دور و دراز ميبد احتمالا اين نام تصحيفي از نام مشابه پيشين يا اساسا نام تازه اي بوده كه در دوره ساساني به اين شهر داده اند .
گفتني است كه در زمان ساسانيان بسياري از شهرهاي نوبنياد را به نام پادشاهان نامگذاري مي كردند . در فهرست " شهرستانهاي ايرانشهر " بناي بيش از 50 شهر در ايران را به پادشاهان ساساني نسبت داده اند . به ويژه آنكه يكي از اقدامات سياسي آخرين پادشاهان ساساني تاسيس ظاهري شهرها و توسعه و تغيير محلها و تبديل نامها بود

+ نوشته شده توسط ج زارع در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 21:55 |
آب انبارها معمولا در مركز محله‌ هاي شهر واقع شده و از چهار عنصر اساسي تشكيل شده اند:
1- خزينه- به شكل استوانه (محل ذخيره آب) كه در دل زمين ايجاد شده ، آب قنات بر آن مسلط است. در عين حال ، زمين براي حفظ دماي آب نيز بوده است.
2-گنبد- پوششي به شكل نيمكره بر روي خزينه به منظور حفاظت آب از آلودگيهاي محيطي و خنك نگهداشتن آن.
3-پاشير- راهرويي پلكاني جهت برداشتن آب از خزينه
4-بادگير- وسيله‌اي براي هدايت جريان هوا به درون آب انبار براي جلوگيري از فساد آب است
تعداد بادگيرها از يك تا شش با توجه به شرايط كار متفاوت است. يكي از عمده ترين مصالح در ساختمان آب انبار ديمه (deimah) است ، كه از آهك و خاكستر و ماسه بادي تشكيل شده است. اين ملات ضمن آب بندي بنا ، از فساد آب نيز جلوگيري مي كند.
بيشتر آب انبارها داراي يك ورودي و پاشير هستند. اما برخي از آنها به لحاظ موقعيت شهرسازي و نحوه استقرار در بافت شهري ، داراي دو يا سه ورودي مي‌باشند.
در منطقه ميبد ،هم در نواحي مسكوني و هم در كشتزارها و نواحي بياباني ،آب انبارها از عناصر شاخص هر محل هستند وبا توجه به نقش مهمي كه در زندگي روزمره مردم داشته اند،از اعتبار و موقعيتي ويژه برخوردار بوده اند.
آب انبارها از لحاظ شكل ساختمان و نحوه بهره برداري دو گونه اند:
الف) آب انبار دستي يا آب انبار "رو" :شامل يك مخزن سرپوشيده و يك راهرو پلكاني كه دسترسي به آب مستقيما از همين راهرو بوده است.
ب) آب انبار شيري -شامل يك مخزن سرپوشيده و معمولا بادگيردار و يك راهرو پلكاني كه در انتهاي آن به توسط شير به آب مخزن دسترسي دارند.
آب انبارها را اصولا براي نگهداري و بهره برداري آب آشاميدني ميساخته اند،اما مواردي نيز بوده است كه ازآب آنها براي استفاده هاي ديگر نيز سود ميجسته اند. مثلا در محلاتي كه آب قنات بطور متناوب و چندروز يكبار جريان داشته است ،براي رفع نيازمنديهاي روزمره معمولا در مركز محلات و دركنار مساجد ،مخزني براي ذخيره آب به نام "انبار" يا "انبارك" وجود داشته است. اين آب انبارها هر چندروز يكبار پر ميشده اند،اما آب انبارهاي آب آشاميدني را قاعدتا هرسال يكبار پرآب ميكرده اند
درنواحي مختلف ميبد با توجه به موقعيت و جمعيت آبادي و مخصوصا دسترسي يا عدم دسترسي به آب شيرين ،تعداد ونوع آب انبارها متفاوت است.به عنوان مثال در محوطه حصاربست قديم يا شارستان با توجه به موقعيت مناسب و دسترسي به جريان آب چندرشته قنات و عدم تراكم جمعيت ،بيش از 4 آب انبار نساخته اند،اما در فيروزآباد و مهرجرد با توجه به جمعيت و مشكلات دسترسي به آب آشاميدني جاري ،هريك بيش از 15 آب انبار ساخته اند. در بفروئيه به علت تراكم جمعيت و شوري آب قنات ،بيش از60 آب انبار بنا شده و تعداد آب انبارهاي شورك به همين دليل بيش از 15 دستگاه بوده است.
آب انبارهاي مراكز مسكوني اصولا در مركز محلات و در نقطه مناسبي از گذرهاي اصلي ودر كنار مساجد يا در ميدانها ميساخته اند،ولي آب انبارهاي خارج از مراكز مسكوني را معمولا در كنار راهها و به فاصله هاي معيني براي استفاده رهگذران و يا كاركنان كشتزارها ميساخته اند.
در محوطه هاي آب انبارهاي نوع دوم ،معمولا "ساباط" يافضاهاي سايه دار ومناسبي براي استراحت ونماز وتوقفهاي كوتاه مدت رهگذران ميساخته اند. درميبد، مجموع آب انبارهايي كه از ديرباز ساخته اند،بيش از 170 دستگاه است.


طرحواره يک آب انبار (معمولا بين راهي)
+ نوشته شده توسط ج زارع در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 21:54 |

چاپارخانه

از ديگر ساختمان هاي مهم ميان راهي چاپارخانه بوده كه عملكرد اصلي آن جهت استراحت چاپارهاي دولتي و تعويض اسب هاي خسته با اسب هاي تازه نفس بوده است. چاپار ها، نامه ها و اوامر دولتي را از مركز به ايالات و برعكس انتقال مي دادند.

سابقه چاپارخانه ها نيز در ايران به قرون پيش از اسلام مي رسد. چنانچه هرودت و گزنفون هر دو در مورد چاپارخانه ها ايران توضيحات مفصل داده اند. هرودت مي نويسد: "در منازل، اسب هاي تندرو تدارك شده. به اين ترتيب كه چابك سوار ها نوشته هاي دولتي را از مراكز تا نزديك ترين چاپارخانه برده، به چاپاري كه حاضر است مي رساند و او فوراً حركت كرده، آن را به چاپارخانه دوم مي برد و باز تسليم چاپاري مي كند. بدين منوال شب و روز چاپار ها در حركت اند و اوامر مركز را به ايالات مي رسانند. (17) راجع به سرعت حركت چاپار ها مورخ مذكور گويد كه نمي توان تصور كرد كه جنبنده اي سريعتر حركت كند .... گزنفون تاسيس چاپارخانه ها را به كوروش بزرگ نسبت داده (18) و گويد كه براي تعيين مسافت چاپارخانه ها از يكديگر تجربه كردند كه اسب در روز چقدر مي تواند راه برود بي اينكه خسته شود و آن را ميزان قرار دادند. اگر هم اين گفته اغراق باشد، مسلم است كه كسي نمي تواند به سرعت چاپار ها حركت كند." (19)

چاپارخانه ميبد
شكل 17 و 18: نماي ورودي و حياط مركزي چاپارخانه ميبد در استان يزد. اين چاپارخانه هم اكنون محل نگهداري گاو ها و گوسفندان مي باشد.

در دوره سلطنت حكومت هاي اشكاني و ساساني و بعد از اسلام نيز چاپارخانه ها براي دستگاه هاي دولتي اهميت بسيار داشته اند و چاپار ها علاوه بر انجام مراسلات، چشم و گوش حكومت نيز بوده اند و اخبار گوناگون را از نقاط مختلف به مركز انتقال مي دادند. "در دوره قاجاري مسافران ترجيح مي دادند كه در چاپارخانه ها اقامت كنند چون اطاق هاي آن تميز تر از اطاق هاي كاروانسرا بوده. چاپار هاي اين دوره در مقابل دريافت وجهي مسافران را به مقصد مي رساندند." (20)

چاپارخانه ميبد
شكل 19: نماي ورودي چاپارخانه ميبد در استان يزد مربوط به دوره قاجاريه. اين چاپارخانه اخيراً به زيبايي مرمت شده است. تاثير مرمت و بازسازي اين اماكن را مي توانيد با مقايسه اين شكل با شكل 18 دريابيد.

همانگونه كه در قسمت قبل ذكر شد، تعداد بسيار زيادي از كاروانسرا هاي بين راهي در ايران باقي مانده؛ ولي چاپارخانه هاي اندكي از دوران قديم در كشور باقي است و ماكسيم سيرو در كتاب خود دليل آن را اين گونه توضيح مي دهد: "به علت هاي مختلف، اين نوع ايستگاه ها اكنون از بين رفته اند و اگر اثري از ويرانه هايشان باقي مانده باشد زياد قابل تشخيص نيست. در واقع اين چاپارخانه ها بيشتر با خشت خام يا چينه ساخته شده بود و در بسياري از موارد در ميان آبادي ها سر راه بودند. گاهي نيز گوشه اي از كاروانسرا اختصاص به چاپار ها پيدا مي كرد." (21)

يكي از چاپارخانه هاي قديمي كه نسبتاً سالم مانده در كنار كاروانسراي ميبد مي باشد (اشكال 17، 18 و 19). همان گونه كه در اين اشكال مشخص است اين ساختمان ها نيز مانند كاروانسرا ها داراي برج و بارو و محافظين، جهت تامين امنيت افراد داخل چاپارخانه بوده است. اين ساختمان ها به تبعيت از ساير ابنيه فلات مركزي ايران، داراي يك حياط مركزي بوده اند و آخور ها در دورتادور اين حياط قرار داشته است. در سه طرف پشت آخور ها، اصطبل ها قرار داشته كه در زمستان و شب هنگام چهارپايان در آنجا نگهداري مي شدند. در سمت چهارم كه بين حياط و جبهه ورودي ساختمان واقع شده، اطاق هايي براي اقامت چاپار ها و احياناً مسافران قرار داشته است.

همانند كاروانسرا ها، اين نوع تقسيم بندي فضايي و شكل كالبدي چاپارخانه ها، علاوه بر تسهيل انجام عملكرد چاپارخانه ها و حفظ امنيت آن، فضاي داخلي ساختمان را در مقابل شرايط نامساعد اقليمي محافظت مي كرده؛ و در داخل چاپارخانه ها يك محيط زيست اقليمي كوچك و مستقل به وجود مي آورده و شرايط محيطي داخل بنا را در مقابل نوسانات بسيار زياد درجه حرارت و باد و طوفان مصون نگاه مي داشته است.

با ورود اتومبيل و همچنين سيستم پست هاي جديد، عملكرد سنتي چاپارخانه ها و در نتيجه كالبد فيزيكي آنها در حال از بين رفتن است.

+ نوشته شده توسط ج زارع در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 21:53 |